زين الدين محمود واصفى

76

بدايع الوقايع ( فارسى )

اكنون به حكم تحفة الحقير الفقير « * » ، يك چند شيشه به رسم هديه به درگاه پادشاهى كه آبگينه‌گر قضا جام زراندود مهر و شيشه‌هاى سپهر را از براى زيب و زينت بزم او ساخته ، و ساقى باقى تقدير از براى ساغر عشرتش بادهء گلگون شفق را از براى پالايش بر دامن پردهء افق ريخته ، آورده است . اميدوار مىباشد كه شيشه‌هاى مراد اين نامراد از شراب ناب عنايت بىغايت پادشاهى مالامال گردد . اعداى جام جاهت را ( 19 b ) مدام چون صراحى دل پرخون ، و مانند شيشه هميشه چين غم و اندوه بر جبين باد « 1 » . مولانا محمود اوبهى فرمود كه : مدتى است از بخارا به عزيمت [ ملازمت ] خواجه آفاق ديوان آمده‌ام . خواجهء مذكور به بار ييلاق رفته‌اند . از اين فقير به ايشان مكتوبى مىبايد . [ چون ] اين فقير نيز از علم سياق وقوفى دارد ، مناسب چنان مىنمايد كه مكتوبى مشتمل بر اصطلاحات علم سياق و متضمن اظهار محبت و اشتياق باشد . و هذا هو المكتوب « 2 » : چون مستوفى ديوان قضا و قدر دفتر اوقات اين مهجور را به رقوم محنت فراق به قانون سياق افتراق نگاشته ، نويسندهء ايام مجمل و مفصل شدايد محن را به ارقام منها و من ذلك چندان‌كه از ميزان قياس فاضل آمده دفعهء باقى نگاشته ، صاحب محاسبهء هجران بر ضلع هرفردى از اوراق ايام و ليالى روزگار محنت آثار اين مظلوم روزنامچهء ملالت « 3 » بر حشو نهاده و تاريخ محبت و اشتياق را به بارز « 4 » آورده . صار من ذلك اين مجموع آنكه : همواره صحيفهء دفتر خاطر اين مخلص كه فهرست مفردات يك جهتى و محبت و بحر السياق يگانگى و مودت است ، به رقوم دوستى و وفادارى عالىجناب معالىنصاب صاحب الاعظم

--> ( 1 ) - T : + آممن برب العلمين . ( 2 ) - P : + المطلوب . ( 3 ) - C ، B 2 ، T : ملامت . ( 4 ) - B 2 : به بازار T : ظهورغه كيلتوروى . ( * ) س 1 : كذا ، شايد : تحفة الفقير حقير